کاشان؛ اصالت و وحدت مدیریتی خود را از دست داده است

کاشان امروز بیش از آنکه از کمبود اعتبار، پروژه یا ظرفیت رنج ببرد، از بحران انسجام مدیریتی آسیب می‌بیند.

پایگاه خبری اقتصاد کویر – امیرحمزه قنبری*: کاشان امروز بیش از آنکه از کمبود اعتبار، پروژه یا ظرفیت رنج ببرد، از بحران انسجام مدیریتی آسیب می‌بیند.

شهری که روزگاری به خرد جمعی، همدلی مدیران و قدرت تصمیم‌سازی شناخته می‌شد، امروز در پیچ‌وخم اختلاف نگاه‌ها، تصمیم‌های جزیره‌ای و نبود یک راهبرد مشترک، بخش مهمی از اصالت مدیریتی خود را از دست داده است.

سؤال اینجاست؛ چه بر سر کاشان آمده است؟

چگونه شهری با این حجم از سرمایه تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و انسانی، هنوز در بسیاری از مسائل اساسی خود، از توسعه زیرساخت‌ها گرفته تا گردشگری، سرمایه‌گذاری، حمل‌ونقل، حفظ میراث و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، با تصمیم‌هایی پراکنده و گاه متناقض روبه‌رو است؟

واقعیت تلخ آن است که کاشان بیش از هر زمان دیگری به «فرماندهی واحد توسعه» نیاز دارد؛ اما آنچه دیده می‌شود، تعدد مراکز تصمیم‌گیری، فقدان هماهنگی و رقابت‌هایی است که گاهی منافع شهر را به حاشیه می‌برد. توسعه، قربانی خودنمایی مدیریتی می‌شود و شهر، هزینه این ناهماهنگی را می‌پردازد.

هیچ شهری با مدیریت‌های جزیره‌ای به آینده نمی‌رسد؛ توسعه زمانی اتفاق می‌افتد که مدیران، نمایندگان، شورا، دستگاه‌های اجرایی، دانشگاه، بخش خصوصی و نخبگان، به جای حرکت در مسیرهای موازی، حول یک نقشه راه مشترک به توافق برسند؛ کاشان سال‌هاست از نبود همین نقشه راهی رنج می‌برد.

نگران‌کننده‌تر آنکه گاهی احساس می‌شود هر مدیر، توسعه را از نقطه صفر آغاز می‌کند؛ گویی تجربه مدیران پیشین، مطالبه شهروندان و اسناد بالادستی، با تغییر یک مسئول، به بایگانی سپرده می‌شود؛ این چرخه نه نشانه پویایی، بلکه نشانه ضعف در حکمرانی محلی است.

شهروندان حق دارند بپرسند چشم‌انداز مشترک کاشان کجاست؟

چه کسی مسئول هم‌افزایی میان دستگاه‌هاست؟ چرا ظرفیت‌های کم‌نظیر این شهر هنوز به مزیت‌های پایدار تبدیل نشده‌اند؟ چرا اختلاف‌ها بیشتر از اشتراک‌ها به چشم می‌آیند؟

کاشان بیش از پروژه‌های عمرانی، به بازسازی اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مدیران نشان دهند منافع شهر، خط قرمز مشترک همه آن‌هاست؛ نه اینکه هر نهاد، روایت مستقل خود را از توسعه ارائه کند.

اصالت کاشان فقط در بادگیرها، خانه‌های تاریخی و بازار کهن خلاصه نمی‌شود. اصالت واقعی این شهر، در فرهنگ گفت‌وگو، همدلی و تصمیم‌گیری جمعی نهفته است؛ سرمایه‌ای که اگر از دست برود، هیچ پروژه عمرانی قادر به جبران آن نخواهد بود.

امروز زمان آن رسیده است که همه مدیران و تصمیم‌گیران، یک پرسش ساده اما سرنوشت‌ساز را از خود بپرسند:

آیا آنچه انجام می‌دهیم، به ساختن «کاشان واحد» کمک می‌کند یا بر شکاف‌های مدیریتی آن می‌افزاید؟

تاریخ، مدیران را با تعداد افتتاحیه‌ها به یاد نمی‌آورد؛ با میزان اثری که بر آینده شهر گذاشته‌اند قضاوت می‌کند. کاشان هنوز فرصت دارد به جایگاه شایسته خود بازگردد، اما این بازگشت از یک نقطه آغاز می‌شود؛ پذیرش این واقعیت که هیچ مدیری به تنهایی شهر نمی‌سازد و هیچ شهری با تفرقه، توسعه پیدا نمی‌کند.

 

*: فعال فرهنگی، اجتماعی